حبيب الله الهاشمي الخوئي

341

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

كلَّا إنّها كلمة هو قائلها ومن ورائهم برزخ إلى يوم يبعثون . قال وقد أخرج أبو نعيم طرفا من هذه الخطبة في كتابه المعروف بالحلية . الترجمة از جملهء خطب شريفهء آن حضرتست در تنفير أز دنيا وتنبيه بسرعت زوال آن مىفرمايد : دنيا خانه ايست ببلا احاطه كرده شده ، وبا مكر وحيله اشتهار يافته ، ثبات ندارد حالات آن ، وسلامت نمىماند نازل شوندگان آن ، حالهاى آن حالتهاى مختلف است ، ومرّات متغيّر ومتبدّل تعيّش والتذاذ در آن مذموم است ، وأيمنى در آن معدوم است ، وجز اين نيست كه أهل دنيا در دنيا نشانگاهانى هستند كه نصب شده اند بنشانگي مىاندازد دنيا بايشان با تيرهاى خود ، وفانى مىسازد ايشان را با مرگ خود . وبدانيد أي بندگان خدا بدرستى كه شما با چيزى كه هستيد در آن از متاع اين دنيا بر طريقه وروش كساني هستيد كه گذشته اند پيش از شما از أشخاصى كه درازتر بودند از شما از حيثيّت عمرها ، ومعمورتر بودند از حيثيّت خانها ، ودورتر بودند از حيثيّت أثرها ، گرديد آوازهاى ايشان خاموش ، وبادهاى غرور ايشان ساكن ، وبدنهاى ايشان پوسيده ، خانه هاى ايشان خالى ، وأثرهاى ايشان مندرس پس عوض كردند بقصرهاى محكم شده با گچ ومتّكاهاى مهيا شده ، سنگها وحجرهاى تكيه كرده بهم قبرهاى هموار شده بزمين صاحب لحد را ، چنان قبرهايى كه بنا كرده شده بر خرابى أطراف آنها ، وبخاك محكم كرده شد بناى آنها ، پس مكان آن قبرها نزديكست ، وساكن آنها غريبست در ميان أهل محله كه صاحبان وحشتند ، ودر ميان أهل فراغتى كه مشغولند بهولهاى برزخ ، انس نمىگيرند ايشان بوطنها ، ووصلت نمىكنند مثل وصلت كردن همسايها ، با وجود اين كه در ميان ايشانست از قرب همسايگى ونزديكى خانه .